عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
266
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
طايفهء ملّا زهى و سگارى و فقراى اينها طايفهء رئيسى و درزاده و از اهالى سربازند و قريب پانصد و پنجاه خانوارند و تمامشان در كتوك و كمترى در خانههاى تيرپوش سكنى دارند . نصكند به سرگشك 504 از نصكند تا سرگشك « 1 » كه وسط سرباز [ ست ] و قلعهء حاكمنشين دارد چهار فرسخ و خطش از شمال به جنوب و سراشيب و جزئى سنگلاخ [ است ] و همهجا در ميان و اطراف رودخانه گوىمرك سير مىكند و تا مزرعهء بادك سابق الذكر راه نصف و از آنجا دو فرسخ ديگر تا سرگشك است و اين دو فرسخ ديگر هم تمامش در كف رودخانه و بحبوحهء خورده مزارعات مىگذرد و آب و علوفه در هر نقطه ممكن است و حاجت به شرح و بسط نيست . ونكوه و روك 505 و دو طرف رودخانه دو بند كوه بسيار بزرگ مفصّل است كه ابتداى آنها از حوالى نصكند است و انتهاى آنها نزديك به پيشين و در اين كوهستان خورده مزارع و ايلات بسيار است و اطراف و اكناف آنها همهقسم علوفهء اسب و شتر و شكار كوهى و كبك و تيهو زياد و پلنگ و خرس و گرگ و كفتار نيز زياد است . و خود كوهها سنگى و سخت و عبور و صعود به آنها به نهايت دشوار و درخت و گياه هم نيز زياد است و كوه يمين را ونكوه و يسار را روك مىنامند . رود سركور 506 و در نزديكى سرگشك رودى است كه از طرف بمپور و از شمال به جنوب جارى [ است ] و آن را رود سركور مىگويند و داخل رودخانه گوىمرك مىشود و بالاى [ 304 ] رود سركور از رعيّت متفرقه جزئى زراعتى هم مىكنند و مختصر مالياتى در جزو سرباز مىپردازند .
--> ( 1 ) - جغ : سركش ( - سرگش ) .